تشخیص زودهنگام شکستگی استرسی؛ چگونه آن را از دردهای رایج دویدن جدا کنیم؟
شکستگی استرسی زمانی رخ میدهد که استخوان شما بهدلیل فشارهای تکراری، بهمعنای واقعی کلمه ترک برمیدارد. با چنین تعریفی شاید تصور کنید علائم این آسیب باید کاملاً آشکار باشد؛ اما در عمل، شکستگیهای استرسی آنقدرها هم سرراست نیستند. کریس جانسون، فیزیوتراپیست و مربی عملکرد در سیاتل، میگوید دوندگان خیلی وقتها نشانههای آن را نادیده میگیرند.
این خطا فقط محدود به ورزشکاران نیست. تاد مکگرث، پزشک طب ورزشی در Hospital for Special Surgery در نیویورک، میگوید حتی در پزشکی هم گاهی این آسیب از نگاه پزشکان پنهان میماند یا آنقدر که باید به آن فکر نمیشود. بخشی از مشکل این است که شکستگی استرسی میتواند با مجموعهای از آسیبهای شایعتر و معمولاً کمخطرتر دویدن اشتباه گرفته شود؛ از جمله شیناسپلینت، تحریک IT band، التهاب تاندون فلکسورهای لگن، درد مفصل SI و دردهای عمومی کمر یا پا.
با این حال، چند علامت هشدار وجود دارد که میتواند شکستگی استرسی را از آسیبهای دیگر متمایز کند. دانستن این نشانهها مهم است، چون اگر در معرض خطر شکستگی باشید، توقف بهموقع دویدن و پیگیری درمان میتواند ماهها از زمان ریکاوری شما کم کند. در ادامه میخوانید چرا تشخیص تفاوت شکستگی استرسی با آسیبهای دیگر اهمیت دارد، چه نشانههایی میتواند زنگ خطر باشد و اگر به این آسیب مشکوک شدید چه کاری باید انجام دهید.
چرا باید شکستگی استرسی را از آسیبهای دیگر جدا کرد؟
شکستگی استرسی یکی از انواع آسیبهای استرسی استخوان یا BSI است. BSI بهطور کلی زمانی رخ میدهد که استخوان نتواند بار یا نیروی واردشده را تحمل کند و در نتیجه دچار اختلال ساختاری شود. شکستگیهای استرسی جدیترین نوع BSI محسوب میشوند. این آسیبها معمولاً ابتدا بهشکل واکنش استرسی شروع میشوند؛ یعنی استخوان ضعیف و متورم میشود، اما هنوز ترک واقعی در آن ایجاد نشده است.
هیچ نوع آسیب استرسی استخوانی خبر خوبی نیست، اما اگر واکنش استرسی را زود تشخیص دهید و برای ترمیم آن اقدام درست انجام دهید، میتوانید جلوی پیشرفت آن به شکستگی استرسی را بگیرید. نیکول هاس، فیزیوتراپیست در بولدر کلرادو، میگوید: «در حالت ایدهآل، میخواهید آسیب را در مرحله واکنش استرسی بگیرید، نه وقتی به شکستگی استرسی تبدیل شده است.» جانسون هم با همین نگاه تأکید میکند: «مهمترین جنبه در این آسیبهای استرسی استخوان، شناسایی زودهنگام است.»
به بیان ساده، درمان زودهنگام BSI هم طول دوره درمان را کوتاهتر میکند و هم احتمال نیاز به درمانهای اضافه، مثل جراحی، را کاهش میدهد؛ نکتهای که مکگرث هم بر آن تأکید دارد. این موضوع برای دوندگان اهمیت ویژهای دارد، چون ادامهدادن تمرین روی استخوانی که در حال آسیبدیدن است میتواند مسیر یک مشکل قابلکنترل را به یک دوره طولانی دوری از دویدن تبدیل کند.
البته دوندگان معمولاً چیزهای زیادی را «دوست دارند نادیده بگیرند» به این امید که خودبهخود برطرف شود؛ هاس این رفتار را در بین دوندگان رایج میداند. گاهی این دردهای خفیف واقعاً با گذشت زمان فروکش میکنند و حتی طبق پژوهشها، بعضی واکنشهای استرسی که هیچ علامتی ندارند ممکن است بدون جلب توجه خاصی سپری شوند. اما این موضوع درباره شکستگیهای استرسی یا واکنشهای استرسی علامتدار صدق نمیکند.
وقتی BSI علامتدار دارید، باید دویدن را متوقف کنید و به استخوان فرصت ترمیم بدهید. اگر همچنان به آن بار وارد کنید، بهاحتمال زیاد آسیب بدتر میشود. این رویکرد با برخورد با بسیاری از آسیبهای دیگر دویدن فرق دارد. مثلاً در مشکلاتی مانند سندرم IT band، شیناسپلینت یا التهاب تاندون آشیل، گاهی میتوان با اصلاح تمرین، کاهش شدت یا مسافت و اضافهکردن تمرین قدرتی، به دویدن ادامه داد. اما در آسیب استرسی استخوان، ادامه بارگذاری میتواند خطرناکتر باشد.
مدت زمان بهبود BSI بسیار متغیر است. جانسون میگوید دوره ریکاوری میتواند از ۶ هفته تا ۶ ماه طول بکشد. او هشدار میدهد اگر عوامل همراهی مثل دسترسی ناکافی به انرژی وجود داشته باشد، یعنی فرد بهاندازه نیاز روزانه بدن و تمرینش غذا نخورد، زمان بهبود ممکن است حتی طولانیتر شود. اختلالات هورمونی یا قاعدگی، تراکم پایین مواد معدنی استخوان، تغذیه ناکافی و سابقه قبلی آسیب استرسی استخوان نیز میتوانند روند ترمیم را پیچیدهتر و کندتر کنند.
عامل مهم دیگر، درجه BSI و محل دقیق آسیب است. به گفته جانسون، دوندگانی که آسیب استرسی استخوان با درجه پایین، یعنی درجه ۱ و ۲، در نواحی کمخطر دارند معمولاً زودتر به تمرین برمیگردند. نمونههایی از این نواحی کمخطر شامل بخش خلفیداخلی درشتنی، یعنی پشت یا بخش داخلی ساق، متاتارسهای ۲ تا ۴ یا استخوانهای میانی پنجه پا، و فیبولا یا استخوان نازکنی ساق است.
در مقابل، آسیبهای با درجه بالاتر، یعنی درجه ۳ و ۴، یا آسیبهایی که در محلهای پرخطر رخ میدهند، به زمان بسیار بیشتری نیاز دارند. جانسون از گردن استخوان ران، یعنی بالای استخوان ران درست زیر گوی مفصل لگن، بخش قدامی درشتنی یا جلوی استخوان ساق، و استخوان ناویکولار در میانه پا بهعنوان نمونههای نواحی پرخطر نام میبرد. در این نواحی، بیتوجهی به درد میتواند پیامد جدیتری داشته باشد و ارزیابی تخصصی اهمیت بیشتری پیدا میکند.

چگونه شکستگی استرسی را تشخیص دهیم؟
معمولاً یک علامت منفرد وجود ندارد که بهتنهایی با قطعیت به شکستگی استرسی اشاره کند. بیشتر اوقات باید به مجموعهای از نشانهها توجه کرد و کنار هم قرار گرفتن آنهاست که احتمال این آسیب را بالا میبرد. سه متخصصی که درباره این موضوع نظر دادهاند، چند علامت هشدار را مهمتر میدانند؛ نشانههایی که اگر در دوره تمرین ظاهر شوند، بهتر است جدی گرفته شوند و با منطق «میدوم تا خودش خوب شود» از کنارشان عبور نکنید.
درد در یک نقطه مشخص
حساسیت استخوانی موضعی، یعنی وقتی با فشار دادن یک بخش مشخص از استخوان درد احساس میکنید، یک علامت هشدار است. مکگرث توضیح میدهد: «شیناسپلینتها اغلب در طول ساق، کمی بالا و پایین، درد ایجاد میکنند؛ اما اگر یک نقطه مشخص روی تیبیا، یعنی استخوان درشتنی ساق، واقعاً دردناک باشد، ما درباره شکستگی استرسی در آن ناحیه خیلی نگران میشویم.»
جانسون پیشنهاد میکند این درد را بهصورت ناحیهای روی پا تصور کنید که در محدودهای به اندازه ۵ سانتیمتر یا کمتر متمرکز است؛ تقریباً به اندازه یک بالم لب استیکی، کلید خانه یا باتری قلمی AA. یعنی درد پخش و مبهم نیست، بلکه میتوانید تقریباً با انگشت روی همان نقطه بگذارید و بگویید «اینجا درد میکند».
نمونه دیگر، درد جلوی کشاله ران هنگام تمرین با حجم بالاتر است. مکگرث میگوید چنین دردی «همیشه تا حدی زنگ خطر» محسوب میشود. در تجربه جانسون، دوندههایی که فکر میکنند دچار کشیدگی چهارسر ران، کشیدگی فلکسورهای لگن یا درد مفصل ساکروایلیاک شدهاند، در بسیاری از موارد در واقع با BSI در محل دیگری مواجهاند؛ بهترتیب در تنه استخوان ران، یعنی بخش بلند و مرکزی استخوان ران، گردن استخوان ران، یعنی بالای استخوان ران درست زیر گوی مفصل لگن، یا استخوان ساکروم در پایه ستون فقرات کمری.
در کنار این درد نقطهای، معمولاً ممکن است تورم هم ببینید یا اطراف همان نقطه دردناک، حساسیت به لمس داشته باشید. وجود این ترکیب، بهخصوص در دوندهای که اخیراً فشار تمرین را بالا برده، باید احتمال آسیب استرسی استخوان را در ذهن پررنگتر کند.
دردی که پس از افزایش تمرین ظاهر میشود
اگر درد چند هفته بعد از یک جهش بزرگ در حجم تمرین ظاهر شده باشد، میتواند به شکستگی استرسی اشاره کند. مکگرث «جهش بزرگ» را افزایش هفتگی ۳۰ درصد یا بیشتر در حجم تمرین تعریف میکند. برای یک دونده، این افزایش میتواند در قالب بیشتر شدن مسافت هفتگی، اضافه شدن جلسههای تمرینی یا بالا رفتن کلی بار وارد بر بدن باشد. وقتی استخوان فرصت کافی برای سازگاری با این بار جدید نداشته باشد، احتمال آسیب استرسی بیشتر میشود.
دردی که بهتدریج پیشرفت میکند
درد شکستگی استرسی معمولاً با گذشت زمان آرامآرام پیشرفت میکند. برای مثال، ممکن است ابتدا فقط بهصورت ناراحتی خفیف در انتهای دویدنها احساس شود. بعد از مدتی همان درد زودتر در حین دویدن ظاهر میشود یا حتی باعث میشود شکل دویدن شما تغییر کند. اگر روند ادامه پیدا کند، درد ممکن است هنگام راه رفتن هم ایجاد شود و در نهایت حتی در حالت استراحت نیز حضور داشته باشد.
این درد معمولاً با حرکت بهتر نمیشود؛ چیزی که در موارد خفیفتر بعضی آسیبها مثل تندینوپاتی کشکک، سندرم IT band یا فاشئیت پلانتار ممکن است دیده شود. اگر در گذشته درد با شروع فعالیت بهتر میشد اما حالا دیگر چنین اتفاقی نمیافتد، این تغییر خودش یک علامت هشدار است و باید به آن توجه کرد.
پرش روی یک پا نیز بهطور خاص میتواند درد را بدتر کند. این موضوع از آن جهت مهم است که پرش تکپا فشار ضربهای بیشتری به استخوان وارد میکند و اگر استخوان در حال تحمل آسیب استرسی باشد، چنین فشاری میتواند درد را واضحتر کند. البته انجام این کار نباید جای ارزیابی تخصصی را بگیرد و اگر درد شدید دارید، بهتر است آن را تحریک نکنید.
درد همراه با سابقه بیماری یا آسیب
اگر درد با سابقه Relative Energy Deficiency in Sport یا RED-S همراه باشد، یا فرد در حال حاضر نشانهها و علائم RED-S را داشته باشد، احتمال آسیب استرسی استخوان جدیتر میشود. RED-S که پیشتر با عنوان سهگانه ورزشکار زن شناخته میشد، وضعیتی ناشی از دسترسی پایین به انرژی است؛ یعنی بدن بهدلیل کمسوخترسانی مزمن، انرژی کافی برای نیازهای پایه و تمرین را دریافت نمیکند. این وضعیت میتواند یکی از عوامل زمینهساز BSI باشد.
سابقه قبلی آسیب استرسی استخوان نیز در کنار درد جدید میتواند نشانهای باشد که باید به شکستگی استرسی فکر کرد. به بیان ساده، اگر استخوانهای شما در گذشته به فشار تمرین واکنش نشان دادهاند، درد جدید پس از یک دوره تمرینی سنگین یا تغییر بار تمرین نباید سادهانگارانه تلقی شود.
دردی که بهسختی میتوان محل یا علت آن را مشخص کرد
دردی که مبهم است و با یک حرکت ناگهانی و مشخص ارتباط ندارد، معمولاً میتواند نشانه شکستگی استرسی باشد. این نوع درد ممکن است برای دونده آشنا نباشد، حس نگرانی ایجاد کند یا هنگام تمرین مدام توجه او را به خود جلب کند. جانسون میگوید چنین دردی میتواند ناآشنا، آزاردهنده یا حواسپرتکننده به نظر برسد.
تفاوت مهم اینجاست که در برخی کشیدگیها یا پیچخوردگیها، فرد اغلب یک لحظه مشخص را بهخاطر میآورد؛ مثلاً یک قدم اشتباه، چرخش ناگهانی یا فشار ناگهانی. اما در شکستگی استرسی، درد اغلب بدون یک حادثه واحد و روشن شکل میگیرد و بیشتر حاصل جمعشدن فشارهای تکراری است.
درد شدید
اگر درد آنقدر شدید است که احساس میکنید برای دویدن باید داروی مسکن مصرف کنید، باید آن را جدی بگیرید. این سطح از درد با ادامه تمرین سازگار نیست و میتواند نشانهای باشد که بدن برای کاهش فشار و توقف فعالیت پیام روشنی میدهد.
در همین ارتباط، جانسون مصرف NSAIDs هنگام دویدن را توصیه نمیکند؛ دیدگاهی که از سوی متخصصان دیگر و پژوهشها نیز حمایت شده است. یکی از دلایل این احتیاط این است که این دسته دارویی میتواند در توانایی استخوان برای ترمیم اختلال ایجاد کند، چون سنتز کلاژن را کند میکند. جانسون توضیح میدهد که استخوانها و تاندونها عمدتاً از ساختارهایی تشکیل شدهاند که کلاژن در آنها نقش اصلی دارد. بنابراین پنهانکردن درد با دارو و ادامه دادن بارگذاری، هم میتواند علامت هشدار را خاموش کند و هم روند ترمیم را تحت تأثیر قرار دهد.
اگر به شکستگی استرسی مشکوک شدید چه کار کنید؟
مکگرث میگوید نخستین قدم این است: دویدن را متوقف کنید. برای بیشتر افراد، اگر راه رفتن خیلی دردناک نباشد، احتمالاً ادامه راه رفتن در حد معمول اشکالی ندارد؛ اما باید مقدار کلی فعالیتهای ضربهای و پرفشار را تا زمانی که توسط پزشک یا فیزیوتراپیست ارزیابی شوید، واقعاً محدود کنید.
پزشک طب ورزشی یا فیزیوتراپیست میتواند وضعیت شما را بررسی کند و درباره گامهای بعدی نظر بدهد. این ارزیابی ممکن است شامل تصمیمگیری درباره نیاز به تصویربرداری باشد؛ برای مثال عکسبرداری با x-ray یا MRI برای تأیید تشخیص. نکته مهم این است که در صورت وجود نشانههای هشدار، خودتشخیصی و ادامه تمرین میتواند دوره دوری از دویدن را طولانیتر کند. توقف زودهنگام، ارزیابی درست و دادن زمان کافی به استخوان، بهترین شروع برای بازگشت ایمنتر به تمرین است.
منبع: Runner's World


